تقسیم بازار ، تجزیه و تحلیل گروه هدف و افراد در بازاریابی (محتوا)

۹۷ بازديد

پایه و اساس هر کمپین موفقیت آمیز در بازاریابی محتوا محتوا است که دقیقاً نیازهای مخاطبان هدف را برآورده می کند. قبل از شروع تولید محتوا که بعداً به عنوان بخشی از کمپین CM به تأثیرگذار مربوطه توزیع می شود ، باید تا حد امکان داده های مفصل را درباره گیرندگان جمع آوری کنید. قبل از یک برنامه ریزی برنامه ریزی شده ، برای موفقیت بسیار مهم است که گروه هدف خود را به خوبی بشناسید تا بتوانید محتوا را در حد ممکن بهینه کنید.

این پست وبلاگ باید مروری بر مهمترین روشهای تقسیم بندی و تعریف در تحلیل گروه هدف در بازاریابی کلاسیک داشته باشد ، بلکه موانع روشهای مختلف را نیز برطرف کرده و راه حلهایی را برای بازاریابی محتوا ارائه دهد . اصطلاح "محتوا" در این بخش در براکت ها قرار داده شده است زیرا بسیاری از مدل های بازاریابی کلاسیک نیز در محتوا یا بازاریابی آنلاین کار می کنند و می توانند به همان شکل یا اصلاح شده استفاده شوند. در چارچوب کلی ، همه مدل ها و روش ها مربوط به بازاریابی محتوا است.

محتویات

  1. گروه هدف برای مدل تجاری B2B یا B2C؟
  2. چه کسی واقعاً خریدار است و کاربر محصول یا خدمات چه کسی است؟
  3. کدام یک از اهداف بازاریابی (آنلاین) با محتوا برای ایجاد دنبال می شود؟
  4. تقسیم بازار به عنوان پایه ای برای تجزیه و تحلیل گروه هدف است
  5. تقسیم بازار و تعریف گروه هدف در مدلهای تجاری B2B
  6. تقسیم بازار و تعریف گروه هدف برای مدلهای تجاری B2C
  7. محیط سینوس به عنوان یک مدل گروه هدف دیگر
  8. اطلاعات گروه مربوطه را از کجا می توانم دریافت کنم؟
  9. ایجاد personas خریدار برای بازاریابی محتوا
  10. تفاوت بین گروه هدف و Personas چیست

بنابراین ، بگذارید آماده شویم!

در آغاز هر تجزیه و تحلیل گروه هدف ، این سؤال پیش می آید: من در واقع یک گروه هدف را برای یک ...

... مدل تجاری B2B یا B2C؟

B2B مخفف Business to Business است و پیشنهادات مربوط به شرکتها است. B2C به معنای تجارت به مصرف کننده استو پیشنهادات در اینجا در مصرف کنندگان و یا افراد است. یک شرکت که مبادرت به فروش ابزار جستجوگرها در آژانس های بازاریابی آنلاین، صفوف به عنوان شرکت های B2B است. برای مثال بازی های رایانه ای برای مصارف خانگی در ناحیه B2C قرار می گیرند. به طور کلی می توان گفت که مدل های کسب و کار B2B بسیار فرد نسبت به مشتری را به عنوان مدل کسب و کار B2C تنظیم شده است. به طور کلی در بخش B2B وجود دارد، اطلاعات بیشتر نیاز در بخشی از مشتریان کسب و کار و با مصرف کنندگان در بخش B2C است. بنابراین تلاش مشاوره اغلب بسیار بیشتر است و اعتماد به ارائه دهنده نقش بیشتری دارد.

وقتی مدل کسب و کار را تعریف کردید ، این سؤال پیش می آید:

چه کسی واقعاً خریدار است و کاربر محصول یا خدمات چه کسی است؟

تعیین گیرندگان مناسب محتوای برنامه ریزی شده در اینجا بسیار مهم است. به عنوان مثال ، راه پله ها عمدتا توسط افراد مسن استفاده می شود. با این حال، آنها اغلب از فرزندان خود خریداری کرد. بنابراین در اینجا منطقی است که محتوای آموزنده ای ایجاد کنید که اطلاعات مفیدی را در مورد آسانسورهای پله در اختیار کودکان قرار می دهد و در هر کجا که باشد نیز می توان یافت. به عنوان مثال برعکس در مورد اسباب بازی های کودکان است. در اینجا بچه ها از طریق فرمت محتوای مختلف پرداخته شده است. خریداران در خواست کودکان هستند اما والدین.

حال باید سوال مهمی روشن شود:

کدام یک از اهداف بازاریابی (آنلاین) با محتوا برای ایجاد دنبال می شود؟

آیا باید محبوبیت یک وب سایت افزایش یابد یا باید برندینگ انجام شود؟ آیا جابجایی تصویر محصول در جهت معینی منطقی است؟ یا مثلاً آیا باید سطح قیمت یک سرویس توجیه شود؟ همچنین لینک با ویژگی های با کیفیت خاص و یا امثال فیس بوک می تواند اهداف. از قبل ، این اهداف باید واقع بینانه تعریف شده و یا با مشتری در میان گذاشته شود. اهداف بازاریابی با یکدیگر تعریف تجزیه و تحلیل گروه هدف به طور قابل توجهی جهت بعد استراتژیک از کمپین بازاریابی محتوا. پس از تجزیه و تحلیل شرایط چارچوب ، تجزیه و تحلیل گروه هدف می تواند آغاز شود.

تقسیم بازار به عنوان پایه ای برای تجزیه و تحلیل گروه هدف است

هدف از تقسیم بندی بازار است به کل بازار در بخش های بازار همگن تقسیم است که در میان یکدیگر ممکن ناهمگن هستند. با بازاریابی محتوا ، توصیه می شود بازار کلی را به گروه های مختلف مشتری یا گیرنده تقسیم کنید. گروه ها باید بسیاری از خصوصیات مشابه را در داخل داشته باشند و سپس واکنش های مشابهی با محتوای ایجاد شده نشان دهند.

تقسیم بازار و تعریف گروه هدف در مدلهای تجاری B2B

وقتی صحبت از تقسیم بازار می شود ، وضع قوانینی به طور کلی قابل اجرا که بر اساس کدام معیارها باید تقسیم شود ، دشوار است. اولویت و اهمیت معیارهای فردی باید به صورت موردی تعریف و ارزیابی شود. با این حال ، در مدل های تجاری B2B ، تقسیم بندی کلاسیک با توجه به ویژگی های اجتماعی و جمعیت شناختی گزینه اول است .

از کدام صنعت می خواهم با مطالب خود به شرکت ها مراجعه کنم؟ آیا در مورد شکل قانونی آنها مشترکی وجود دارد ؟ آیا می توانم از نظر اندازه شرکتشان ، موازی پیدا کنم؟ برای مثال می توانم اندازه شرکت را با توجه به تعداد کارمندان ، سهم بازار یا حجم فروش متفاوت کنم. محدودیت جغرافیایی نیز می تواند بسیار مفید باشد. آیا محتوا با هدف شرکت های منطقه یا مکان خاص انجام می شود ؟ انواع آبجو به شدت تحت تأثیر عوامل جغرافیایی قرار دارد . به عنوان مثال ، به سختی کسی در کلن Kölsch نوشیده است. عجیب

حتی ویژگی های اقتصادی غالبا نقش مهمی را بازی می کنند. کدام شرکت ها در واقع وجوه نقدی کافی دارند تا بتوانند اصلاً محصول یا خدمات من را تحمل کنند؟ موازی در رفتار خرید شرکتهای هدف نیز می تواند جالب توجه باشد. چه زمانی بیشتر شرکت ها محصولات را خریداری می کنند یا از خدمات استفاده می کنند؟ مثلاً آیا عوامل فصلی قابل تشخیص وجود دارد ؟ به عنوان مثال ، علاقه به محافظت از آفتاب به طور موازی با دما افزایش می یابد. داده های Google Trends همچنین می توانند اطلاعات مفیدی را در اینجا ارائه دهند.

خصوصیات روانشناختی نیز ممکن است تعیین کننده باشد. برای کدام شرکت ها محتوا چه فایده ای دارد و نگرش کلی نسبت به ارائه دهنده چیست؟ میزان درگیری ناشی از این چیست؟ اگر بخواهم برای ریل های حوله ای محتوا ایجاد کنم ، درگیری به مراتب کمتر از آن است که بخواهم کارآفرینان را متقاعد کنم که چرا BMW جدید یک ماشین شرکت مناسب است.
هرچه ویژگی های بیشتری را در اینجا تعریف کنید ، گروه هدف B2B همگن تر و ملموس تر می شود.

اما:

جمع آوری این داده ها مفید است و به ایجاد محتوا به صورت هدفمند و استفاده بعدی از آن کمک می کند. با این حال ، هنوز شناخت چندانی در مورد عوامل روانشناختی فردی تصمیم گیرندگان در شرکت های گروه هدف B2B تعریف نشده وجود ندارد. در نهایت ، شما نمی خواهید به شرکتها بلکه به افراد دارای محتوا بپردازید.

پس از مخاطبان B2B با ویژگی های اجتماعی و جمعیت شناختی، اقتصادی و روانشناختی به عنوان همگن که ممکن است تقسیم شده، این است که هنوز ناهمگنی در خود انگیزه جستجو و آنها نیازهای اطلاعاتی است. موقعیت فرد تصمیم گیرندگان در فرآیند خرید نیز متفاوت است. در بازاریابی محتوا ، این عوامل نقش مهمی ایفا می کنند و باید در تحلیل گروه هدف به آنها پرداخت. برای مثال مهم است که بدانید نیازها ، مشکلات و تجربیات چیستدر دسترس تصمیم گیرندگان خاص است. شاید یک مشکل خاص وجود داشته باشد و تصمیم گیرنده حتی نمی داند که این سرویس یا محصول می تواند راه حل ایده آل باشد زیرا او به سادگی نمی داند این پیشنهاد چیست؟ یا اینکه تصمیم گیرنده از قبل این پیشنهاد را می داند و به دنبال اطلاعاتی در اینترنت است که کدام یک از پیشنهادات به بهترین وجه متناسب با چارچوب فردی خود است؟ با این وجود ، ممکن است یک تصمیم گیرنده قبلاً پیشنهادی برای مشکل خود پیدا کرده باشد ، اما وی مطمئن نیست که دقیقاً چگونه از آن بهینه استفاده می کند. اگر او با ما را پیدا می کند مطالب مفید، او را به احتمال زیاد به نظر خرید محصول ما برای خرید های جدید بعدی، به عنوان نقاط همدردی پا شده بودند و یک وضعیت خاص متخصص تاسیس شد. آیا ممکن است یک تصمیم گیرنده پیش از این با پیشنهاد ما یا رقابت ، تجربه بدی داشته باشد؟ در اینجا ، اطلاعات با ارزش خواهد بود که نشان می دهد چرا دیگر نیازی به انتظار نیست که به طور کلی یا به ویژه با پیشنهاد ما در آینده ارائه شود. بنابراین تقسیم گروه هدف با توجه به انگیزه ها و نیازهای جستجوی مختلف پیشنهاد می شود.

درنهایت ، در بازاریابی محتوا مهم است که ممکن است بسیاری از این اهداف متفاوت را از یک گروه هدف بشناسد و آنها را با محتوای بهینه ساز ارضا کند. در نهایت ، تصمیم گیرندگان به جستجوی تبلیغات یا متون سئو با چگالی کلمات کلیدی بالا در اینترنت نمی پردازند ، بلکه به طور خاص برای اطلاعات در مورد حل مسئله فردی هستند.

تقسیم بازار و تعریف گروه هدف برای مدلهای تجاری B2C

تقسیم بندی در ناحیه B2C با استفاده از معیارهای تقسیم بندی مشابه انجام می شود. با این حال ، اغلب تفاوت در جزئیات بیشتر در اینجا امکان پذیر است. همچنین برای بازار B2C مشخص است که پیشنهادات بیشتر به دلیل عوامل عاطفی مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین اطلاعات عمومی و میزان مشاوره مورد نیاز معمولاً نسبتاً پایین تر از بازار B2B است. بنابراین یک احساسات اضافی از کارزارهای بازاریابی محتوا می تواند بسیار مؤثر باشد.

به عنوان یک قاعده ، با تقسیم بندی بازار جمعیتی کلاسیک در منطقه B2C شروع می شود این تعریف می کند، به عنوان مثال، که جنس است به آنها پرداخته شود، که در آن شهر واقع شده است، که گروه سنی است به دست آورد و اینکه آیا آن به موازات توجه به وضعیت تاهل است.

ویژگی های اقتصادی- اجتماعی نیز می تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد. گیرندگان به کدام طبقه اجتماعی تعلق دارند و سطح تحصیلات آنها چقدر است؟ که حرفه این تمرین و آنچه در مورد خود درآمد ؟

یک تقسیم بندی نیز باید جنبه های روانشناختی را در بر بگیرد . در اینجا دوباره درگیری مورد انتظار جالب است ، سبک زندگی ، انگیزه و نگرش به پیشنهاد یا مارک.

به طور کلی مزایای همچنین معنای بسیار قوی داشته باشد. اگر نگرش به یک برند تحت تأثیر منفی باشد ، این می تواند منجر به نگرش منفی بیش از مزایای فردی پیشنهاد شود. به عنوان مثال توصیه می شود یک استراتژی ارتباطی تهیه کنید که نشان دهد چرا این نگرش دیگر توجیه نشده است.
سرگرمی یا منافع عمومی غالباً اطلاعات مفیدی برای گروه هدف نیز دارند.
کاربران بیشتر باید حتی ویژگی های رفتاری دستگیر شده است. برای مثال می تواند جالب باشد که آیا وفاداری به برند وجود دارد یا خریدار چقدر نسبت به تغییرات قیمت حساس استواکنش نشان می دهند. به عنوان مثال در اپل وفاداری به برند بسیار زیاد است و مشتریان مایل به پرداخت قیمت بالایی برای محصولات جدید هستند. میل اینترنت، تنظیمات و استفاده از شبکه های اجتماعی الکترونیکی در کنار مخاطبان نیز برای بازاریابی محتوا بسیار مهم است.

در منطقه B2C دوباره اولویت بندی و تجزیه و تحلیل هرچه بیشتر ویژگی ها حائز اهمیت است. اگر شما یک گروه هدف همگن را تعریف کرده اید ، مطالب بهتر می توانند متناسب با این تنظیم شوند. همچنین لازم به ذکر است که به عنوان مثال یک فروشگاه آنلاین می تواند برای هر نوع محصول از نظر تئوریک تقسیم بندی جداگانه ای از بازار انجام دهد. بنابراین تعیین اولویت هایی متناسب با اهداف شرکت های بزرگ و از نظر اقتصادی مناسب است.

Für das Content Marketing ist es natürlich bei B2C Geschäftsmodellen wieder bedeutsam auf die individuellen Bedürfnisse, Probleme, Fragen, Suchmotivationen und psychologischen Eigenschaften der Rezipienten einzugehen. Auch der Standpunkt im Kaufprozess ist für die einzelnen Rezipienten zu definieren. Es sollten wieder möglichst viele relevante Daten erhoben werden, damit die einzelnen Inhalte optimal auf die Zielgruppe und ihre unterschiedlichen Bedürfnisse angepasst werden können. Hat man viele Daten einer B2C Zielgruppe zur Verfügung, fällt es leichter für eine Kampagne Emotionen festzulegen, welche die Zielgruppe ansprechen.

Sinus-Milieus als weiterführendes Zielgruppenmodell

Um Zielgruppen besser erreichen zu können und ihren realen Lebenswelten näher zu kommen, wurden verschiedene Modelle entwickelt, welche die unterschiedlichen Einstellungen, Werte, Orientierungen und Lebensstile innerhalb von Zielgruppen abbilden. Eine der bekanntesten Modelle sind die vom Sinus Institut entwickelten Sinus Milieus. In diesen Modellen werden die demografischen Merkmale der Zielgruppen mit ihren alltäglichen Lebenswelten in Verbindung gebracht. Sinus Milieus wurden bereits für 18 unterschiedliche Länder entwickelt und werden häufig zur strategischen Marketing Planung in den Medien, der Politik, der Werbewirtschaft und bei der Erhebung der TV-Einschaltquoten verwendet. Die Modelle werden in regelmäßigen Abständen überarbeitet und auf den aktuellen Stand gebracht. Die deutsche Bevölkerung wird hierbei nach sozialer Lage und Grundorientierung in verschiedene Gesellschaftsschichten ( Milieus ) eingeteilt. Für die einzelnen Milieus liegen umfangreiche Daten zu ihrer Lebenseinstellung, Orientierung, Werteauffassungen etc. vor und ermöglichen so eine genauere Ansprache der Zielgruppe in einer Kommunikationsstrategie.
Für das Content Marketing können diese Daten eine gute Informationsgrundlage darstellen um zum Beispiel das Contentformat, das Design und die Inhalte von Kampagnen im B2C Bereich zu optimieren. Bei der Sinus Markt- und Sozialforschung GmbH werden detaillierte Informationen zu den Sinus Milieus auch branchenspezifisch gegen Bezahlung angeboten. Größeren Unternehmen liegen häufig entsprechende Informationen vor oder werden im Rahmen von Marktforschungen erhoben. Die Kommunikation mit der Marktforschungs- bzw. Marketingabteilung des Kunden ist daher sehr wichtig.

Es stellt sich nun natürlich generell die Frage:

Woher bekomme ich die relevanten Zielgruppendaten?

Marktforschung bildet die Grundlage für eine fundierte Zielgruppenanalyse. Im Allgemeinen unterscheidet man hier zwischen der primären und sekundären Marktforschung. Bei ersterer findet die Forschung direkt bei den Marktteilnehmern statt. Ein Beispiel hierfür ist die klassische Kundenumfrage. Bei der sekundären Marktforschung werden bereits erhobene Daten analysiert und ausgewertet. Die Auswertung einer öffentlich zugänglichen Branchenstudie einer Universität würde z.B. unter die sekundäre Marktforschung fallen. Viele Unternehmen verfügen über umfangreiche Marktforschungsdaten, da diese für ein erfolgreiches Marketing von hoher Bedeutung sind. Auch im Content Marketing sind diese Daten für bei der strategischen Planung sehr hilfreich.
Liegen noch keine Zielgruppendaten aus Marktforschungsergebnissen vor, ist es sinnvoll eine entsprechende Kundenumfrage durchzuführen. Diese sollte möglichst viele der zuvor als relevant definierten Kriterien enthalten. Diverse Tools erleichtern die Erstellung einer Onlinekundenumfrage. Die erstellten Umfragen können zum Beispiel auf der Webseite oder im Newsletter integriert werden. Gewinnspiele oder Rabattgutscheine unterstützen die Motivation zur Teilnahme. In branchenrelevanten Communities, Foren oder bei Blogkommentaren finden sich ebenfalls interessante Informationen zu den Bedürfnissen und Problemen der Zielgruppe. Auch Pinnwandeinträge und Nachrichten auf der Facebook Unternehmensseite können hierfür sehr aufschlussreich sein.

Google Analytics بازیابی اطلاعات جمعیتی از بازدید کنندگان وب سایت را امکان پذیر می کند. در اینجا ، از جمله موارد دیگر ، ارزیابی های مربوط به سن و جنسیت بازدید کنندگان سایت توسط Google ایجاد شده است. مشخصات جغرافیایی بازدید کنندگان توسط گوگل نیز ارائه شده است. شما یک نمای کلی از کشورهایی که بازدید کنندگان سایت از آنجا به آنجا می آیند می توانید توزیع مربوطه را در شهرها نیز به نمایش بگذارید. داده ها برداشت اول از گروه هدف بالقوه را ارائه می دهند و می توان با نتایج تحقیقات بازار خارجی مقایسه و تکمیل شد. با استفاده از کمپین های Google Display ، امکان جمع آوری داده های کلیک بر اساس سن و جنس به منظور جمع آوری داده های گروه هدف جمعیتی نیز وجود دارد.

اگر پروژه پردازش شده دارای صفحه شرکت Facebook باشد ، گزینه ارزیابی داده های Facebook Insights نیز وجود دارد . فیس بوک داده های جمعیتی و جغرافیایی را در مورد طرفداران صفحه فراهم می کند ، که می توانند در یک مجموعه داده گنجانده شوند. سیستم تبلیغاتی فیس بوک همچنین فرصتی برای انجام تحقیقات بازار ارائه می دهد. آگهی های فیس بوک به گزینه های گوناگونی برای جهت گیری گروه هدف اجازه می دهد ، که از آن می توان نتیجه گیری در مورد گروه هدف شخصی خود گرفت. گروه هدف می تواند براساس فعالیتهای فردی با معیارهای گروه هدف مختلف ، کمرنگ تر و تعریف شود.

با این وجود ، همکاری و ارتباط نزدیک با مشتری برای دستیابی هرچه بیشتر داده های گروه هدف برای بازاریابی محتوا ، همیشه مهم است.

ایجاد personas خریدار برای بازاریابی محتوا

ایجاد personas خریدار برای تولید هدفمند محتوا ارزش خود را در بازاریابی محتوا ثابت کرده است . در عمل ، این روش به ویژه برای مدلهای تجاری B2B استفاده می شود. برای این بخش کلمه نوشتاری را به همکار محترم استفان هاسینجر تحویل می دهم :

"انجام بازاریابی محتوا با موفقیت" بدون دانستن گروه هدف شما مانند فوتبال بدون توپ است. خلاصه اینکه: کار نمی کند. به همین دلیل دانستن ، تجزیه و تحلیل و جمع بندی گروه هدف خود در افراد مختلف از همه مهمتر است. اقدامات بازاریابی محتوا مانند ایجاد متن ، فیلم و غیره می توانند به صورت هدفمند انجام شوند و با هدر رفت نسبتاً کمی در اختیار شخصهای مختلف توزیع شوند. اگر می خواهید بدانید که چگونه شخصیتهای شخصی برای بازاریابی محتوا ایجاد و استفاده می شوند ، باید در ادامه بخوانید.

تفاوت بین گروه هدف و Personas چیست

تعریف گروه هدف باید یکی از ملاحظات اصلی هر شرکت باشد. زیرا بدون در نظر گرفتن نیازها ، مشکلات و خواسته های گروه هدف داخلی ، هیچ تصمیمی نباید اتخاذ شود. به همین دلیل است که حداقل یک ایده خشن از گروه هدف برای موفقیت شرکت ضروری است. با این حال، گروه هدف شامل یک توده ناهمگن و در نتیجه منجر به یک فعالیت بازاریابی را با لباس کار کل هدف قرار دادن - اعم از آنلاین یا آفلاین - ضرر و زیان های پراکندگی بالا. برای به حداقل رساندن این اتلاف که ممکن است، بهتر است آن را از گروه هدف ناهمگن، تشکیل خوشه همگن، همچنین Personas به نام است.
مثال خوب استفاده از personas در استراتژی بازاریابی ، شرکت Coca-Cola است که کمپین های مختلفی را برای افراد مختلف انجام می دهد. از آنجا که کوکا کولا متوجه شده است که کوکا کولا نور تنها در مخاطبان زن است. به همین دلیل ، برای دستیابی به این شخصیت با محصول تقریباً یکسان Coca-Cola Zero ، یک کمپین ویژه طراحی شده ایجاد شد.

در بازاریابی آنلاین ، یک شرکت می تواند از personas برای درک نیازها ، اهداف ، مشکلات و خواسته های یک کاربر وب سایت استفاده کند. این دانش کمک می کند تا به ایجاد یک استراتژی بازاریابی محتوا که در آن تبدیل و بهینه سازی یک عنصر اساسی است که آن را به اتوماسیون بازاریابی می آید.

چگونه می توانم داده هایی را برای ایجاد شخصیت پیدا کنم؟

اساساً ، افراد شخصی "بازدیدکنندگان ایده آل" را نشان می دهند ، هرکدام یک گروه هدف مشخص همگن را تعریف می کنند. داده های گروه هدف زیر باید به عنوان پایه ای برای ایجاد شخصیت جمع آوری شوند. باید بین B2B و یک شرکت B2C تمایز قائل شود. به منظور ایجاد یک گروه هدف معنادار و آنالیز شخصیت ، باید جمع آوری داده های گسترده ای فراهم شود. داده ها را می توان از منابع مختلف جمع آوری کرد. به عنوان یک اساس تجزیه و تحلیل گروه هدف، با این حال، باید از ابزار ردیابی Google Analytics را می توان برای جمع آوری داده ها استفاده می شود که جمع آوری اطلاعات در مورد رفتار و فعالیت های و همچنین داده های جمعیت شناختی از بازدید کنندگان به وب سایت و تجزیه و تحلیل خود را. علاوه بر این، همچنین تجزیه و تحلیل ترافیک توییتر و صفحه فیس بوک شرکت های بزرگ برخی از شواهد اطلاعات دموگرافیک فراهم می کند. به عنوان یک مکمل ، البته ، تجربه از تماس با مشتری و تحقیقات بازار انجام شده نیز باید به ایجاد personas کمک کند. هرچه جمع آوری داده ها با جزئیات و جزئیات بیشتری انجام شود ، می توان شخصیت های بهتری ایجاد کرد.

چگونه می توانم یک شخصیت ایجاد کنم؟

پس از جمع آوری داده ها ، زمان آن فرا رسیده است که personas های فردی ایجاد شود. باید هنگام ایجاد اطمینان حاصل شود که تعداد زیادی شخصیت در ابتدا ایجاد نمی شوند. توصیه می شود ابتدا خود را به 3 تا 5 شخصیت اصلی مهم محدود کنید. برای اینکه افراد منحصر به فرد برای محتوای استراتژی بازاریابی، "ملموس"، هر شخصیت با نام های واقعی، عکس نمایه، متن توضیحات کوتاه و داده های دموگرافیک مربوطه باید انسانی باشد. اگر این اطلاعات جمع آوری شده است، پاسخ به سوالات زیر باید در نوشتن ثبت، پوشش در میان چیزهای دیگر رفتار گشت و گذار، دلیلی برای سفر و اهداف در وب سایت.

کانال های که از طریق آن بازدید کننده به وب سایت می آید؟ (آلی، پرداخت می شود، درست است، رسانه های اجتماعی، و غیره)

  • اهداف از بازدید کنندگان به وب سایت چیست؟ (خرید ، اطلاع رسانی و غیره)
  • چه محتویات بازدید کننده را می توان به خرید متحرک؟ (متن ها ، فیلم ها ، گرافیک ها و غیره)
  • آیا بازدید کننده قبل از خرید نیاز به مشاوره دارد؟
  • چه دستگاه از بازدید کنندگان به سایت می آیند؟ (تلفن، قرص، PC، و غیره)
  • چه مطالبی در وب سایت می تواند خواسته های کاربر برآورده شود؟

برنامه وب xtensio.com به عنوان یک جهت گیری خوب توصیه می شود. تمام داده های شخصاً می توانند در یک الگوی از پیش ساخته وارد شوند.

استفاده از personas در بازاریابی محتوا

پس از ثبت و ساختن کلیه داده ها و گروه هدف در افراد جداگانه طبقه بندی شده است ، لازم است تصمیم بگیرید که به چه شخصی باید در درجه اول در کمپین بازاریابی محتوا توجه شود. تصمیم باید براساس عواملی مانند اندازه شخصیت ، قدرت خرید یا اهمیت شرکت باشد. اگر انتخاب یک شخصیت است ، باید کل کمپین بازاریابی محتوا به این شخصیت هدایت شود. "خصوصیات شخصیت" زیر بر فعالیتهای بازاریابی محتوا تأثیر می گذارد:

1. کدام نوع محتوا را برای شخصیت انتخاب می کنم؟
هنگام انتخاب نوع مناسب محتوای (متن ، ویدئو ، گرافیک ، پادکست و غیره) بر اساس personas ، ابتدا باید به یاد داشته باشید که شخصیت در وب سایت به دنبال چه چیزی است. آیا این شخص می خواهد درباره یک محصول در وب سایت اطلاعاتی کسب کند ، چیزی بخرد یا فقط می خواهد سرگرم شود؟ این سرویس اطلاعات ویژه جامع است، متن جامع، که می تواند بیشتر با مشاوران فیلم و infographics تاکید می باشد. برای ترغیب بازدید کنندگان به خرید ، باید به محتوای خاص محصول اعتماد کرد. متن ها و فیلم های خاص محصول مانند فیلم های بدون بوکس ، شخصیت را برای خرید تحریک می کنند. در صورتی که شخص می خواهد "سرگرمی" در وب سایت داشته باشد ، باید از فیلم ها و تصاویر به عنوان متن استفاده شود.

هنگام انتخاب نوع مناسب محتوای ، جمعیتی شخصیت نیز نقش بسزایی دارد. از آنجا که جوانان تمایل دارند به سرعت توجه خود را از دست بدهند ، باید از متن و فیلم کوتاه (snackable) استفاده شود. در مقابل ، افراد مسن نیاز به ساختار و وضوح بیشتری در قالب های محتوای مربوطه در متون ، فیلم ها و تصاویر دارند. "شما" ممکن است در آدرس "مستقیم" نیز استفاده شود.

2. در کدام کانال ها می توانم به شخصیتم دسترسی پیدا کنم؟
البته ، در صورت عدم رسیدن به شخصیت مناسب ، بهترین محتوای کمک نمی کند. بنابراین ، باید براساس شخصیت تصمیم گیری شود ، در چه کانالهایی محتوای ایجاد شده توزیع می شود. اصولاً ، می توانید بگویید که افراد جوان بیشتر در اسنپ ******** ، اینستاگرام و یوتیوب یافت می شوند. با این حال ، اگر می خواهید در شرکت ها به تصمیم گیرندگان برسید ، بهتر است از Xing یا LinkedIn برای توزیع محتوا استفاده کنید.

3. شخصیت من از چه دستگاه هایی استفاده می کند؟
این مهم است که بدانید شخصیت از چه دستگاه هایی در وب سایت استفاده می کند. اگر Persona به طور فزاینده از دستگاه های تلفن همراه مانند تلفن های هوشمند یا رایانه های لوحی استفاده می کند ، در درجه اول باید محتوای هوشمندانه ای (snackable) برای تلفن های هوشمند و تبلت ها ایجاد شود. همچنین باید اطمینان حاصل شود که محتوا در همه دستگاه ها به خوبی نمایش داده می شود. اطلاعات بیشتر در مورد محتوای گوشی های هوشمند و تبلت ها را می توان در مقاله بازاریابی محتوای تلفن همراه یافت .

البته نکات ذکر شده یک دستور العمل پنهانی نیست و همچنین به هیچ وجه تمامی تنظیماتی را که می توان در یک کمپین بازاریابی محتوا انجام داد ، به ویژه با توجه به یک شخصیت ، در بر نمی گیرد. خیلی مهمتر است که مغز خود را تغییر دهید! دانستن اینکه جهان کلیشه نیست و فقط سیاه و سفید نباید خوب کار کند.

نتیجه

جمع آوری داده های گروه هدف زمان بر است و بسته به پویایی بازار و میزان نوآوری در صنعت ، باید در فواصل زمانی مناسب تجدید نظر شود. با این حال ، داده های جمع آوری شده کمک می کند تا محتوای بهتری ایجاد شود که نیاز گیرندگان را تأمین کند و Google Bots را نه تنها تغذیه می کند. هرچه داده های گروه هدف تثبیت شده تری وجود داشته باشد ، به طور دقیق تر می توان محتوا را برای گروه های هدف مربوط بهینه کرد. به عنوان مثال ، اگر محتوا توسط آژانسهای خارجی ایجاد شده باشد ، می توانید در جلسه توجیهی اطلاعات دقیق در مورد گروه هدف را منتقل کنید. وب سایت های با محتوای با کیفیت بالا تمایل به بسیار شایع تر course'll لینک تی، تولیدسیگنال های اجتماعی بیشتری دارند و شانس بهتری برای دستیابی به رتبه های خوب در جستجوی ارگانیک دارند. پیدا کردن محتوایی که انگیزه جستجوی فردی شما را برآورده کرده و مشکلات شما را برطرف سازد ، احتمال تبدیل در ترافیک مربوط به گروه هدف را افزایش می دهد .

این که آیا این اجباری از توسعه به روز رسانی گوگل در نهایت به یک نبرد از مواد با کیفیت بالا و محتوای بقایای رایگان است دیده می شود تخریب. تحولات جدید بسیار دلسوز تر در هر صورت، و به طور کلی حس می کند بیش از دستکاری در الگوریتم گوگل. همچنین تولید بهترین وب سایت های ممکن با محتوا که واقعاً ارزش افزوده را به افراد ارائه می دهد بسیار سرگرم کننده است. برندگان تحولات فعلی قطعاً کاربران موتور جستجو هستند.

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.